جریان شیرازی و انجمن حجتیّه

ماجرای خاندان شیرازی، از جمله موضوعاتی است که به واسطه غفلت از بررسی دقیق آن، سئوالات فراوانی را با خود به همراه دارد. به خصوص در این چند سال اخیر که تحرّکات منفی آنان جنبه‌ی علنی و جدّی‌تری به خود گرفته، این پرسش‌ها بیشتر خودنمایی می‌کنند. ادامه مطلب …

,

ابعاد مثبت و منفی آقای حلبی در انجمن تأثیر گذاشت.

 یکی از دلایل موفقیّت تشکیلاتی انجمن، نفوذ کلام شیخ محمود حلبی و تأثیر ایشان در این گروه بود. مهندس طیّب به عنوان یکی از افرادی که پیش از انقلاب در انجمن عضو بود و مسئولیّت داشت و حین انقلاب از این گروه جدا شد، در مصاحبه خود در سال ۱۳۶۰ میگوید: ادامه مطلب …

خاک بر سرِ آن عالمی که نتواند بفهمد که نظام اسلامی‌ چطور بر مبنای حق قیام کرده!

حضرت آیت اللّه خامنه‌ای (حفظه الله) در راستای احادیثی که در ابتدای دروس خارج فقه‌شان خوانده و شرح می‌دهند، در یکی از دروس سال ۱۳۷۳ مطالب بسیار مهمّی را فرموده‌اند که بخشی از آن را تقدیم می‌کنیم:

ادامه مطلب …

,

ماجرای استخاره شیخ محمود حلبی برای آیت الله کاشانی

شیخ محمود حلبی، به واسطه آشنایی با آیت اللّه کاشانی(رحمت الله علیه) و تلاشی که در پیشبرد نهضت ملّی در استان خراسان داشت، با ایشان مرتبط بود. به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت اللّه کاشانی، خاطرهای از کتاب خاطرات دکتر شروین را که به شیخ محمود حلبی نیز مربوط میشود، تقدیم میکنیم:

  ادامه مطلب …

شهید همّت: انجمن حجتیّه نفوذ کرده است.

بمناسبت هفدهم اسفند، سالروز شهادت سردار خیبر شهید حاج محمّد ابراهیم همّت، عباراتی از ایشان در مورد انجمن حجتیّه که در یکی از سخنرانی های خود ایراد فرمودند را تقدیم می نماییم:

ادامه مطلب …

پرچم اقامه معروف، پرچم طاغوتی نیست.

عارف واصل، عالم عامل، حضرت آیت الله علی سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) رحمت اللّه علیه، در یکی از آثار خود اینگونه نوشته اند: ادامه مطلب …

,

مردی که سر سوزنی پشیمان نبود

در پاییز سال۹۰، چند ماه بیشتر از عمر پربرکت استاد منذر باقی نمانده بود که توفیق صحبت تلفنی با ایشان نصیبم شد. بنا داشتم برای نشریه خط (که پرونده ویژه‌اش در مورد انجمن حجتیّه معروف شد و بعدها به صورت جداگانه هم به چاپ رسید) از ایشان مصاحبه بگیرم. ادامه مطلب …

عمادالدین باقی، تحریفگر تاریخ

استاد حمید داوودآبادی:

اواسط سال ۱۳۷۷ بود که یک آقایی، یک پاکت بهم داد و گفت:

“آقای مهندس بوربور معاون وزیر آموزش و پرورش این متن رو داد و گفت اگر ممکنه کارشناسی کنی و نظرت رو بدی.”
بسته را باز که کردم، متوجه شدم متن کتاب درسی تاریخ ایران – دوم دبیرستان است.
باوجودی که این کار یک ریال هم برایم نداشت، ولی همین که گفت “هر ایرادی که بگیری کاملا اعمال می شود” برایم خیلی مهم و با ارزش بود.
یکی دو روز بیشتر وقتم را نگرفت تا بخوانم. نه یک بار، که دو بار. دقیق و کامل.
خیلی ترسیدم. باورم نمی شد این کتاب قرار است به عنوان کتاب درسی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در اختیار دانش آموزان قرار بگیرد!
۴۲ مورد خطا، خطای سهوی که نه، کاملا عمدی از متن کتاب گرفتم. 
نویسنده تا توانسته بود نقش روحانیت و بخصوص بزرگانی چون شهید نواب صفوی را در مبارزات کمرنگ کرده و طوری نوشته بود که انگاری رهبر و هدایتگر انقلاب، لیبرالها بوده اند!
همه موارد را که بررسی کردم، به یک نتیجه تلخ رسیدم.
همه ۴۲ مورد خطا را نوشتم و در انتها بدون ذکر نام خود، نظر نهایی را به این شرح پایین کاغذ نوشتم:
“به نظر بنده، نویسنده این کتاب یا یکی از اعضای نهضت آزادی است، یا دلبستگی و وابستگی شدید به لیبرالها دارد و با روحانیت و مبارزین مذهبی انقلاب شدیدا مشکل دارد.”
چند روز بعد، کسی از جایی تماس گرفت و پرسید که آیا چنین کتابی را دیده و خوانده ام؟ وقتی گفتم بله. خندید و گفت: 
“ایشون ایرادات را خوانده و کاملا تایید کرده اند و دستور تعویض کتاب را داده اند. فقط پرسیدند که چه کسی این بررسی را انجام داده است. من هم از روی دستخط تشخیص دادم که احتمال زیاد باید کار تو باشد.”
به لطف خدا یکی دیگر از توطئه های فرهنگی لیبرالها خنثی شد.
از دوستان که پرسیدم چه کسی این کتاب را نوشته است، نگفتند!
چند سال بعد، برحسب اتفاق در سایت “عمادالدین باقی” دیدم نگارش کتاب تاریخ دوم دبیرستان را جزو افتخارات خود ذکر کرده است! و از این ناراحت است که جلوی چاپ آن را گرفته اند.
عماد باقی از نیروهای امنیتی و بولتن نویس دهه ۶۰ بود که خدا می داند با آن خشکه مقدسی که داشت چه ها که نکرد و زیراب چه کسانی را نزد!
باقی که در جوانی عضو انجمن حجتیه بوده، بعد از آشنایی با نهضت امام خمینی از انجمن جدا شد و به انتقام عقده هایی که از انجمن داشت، اولین کتاب علیه آن را با اسم “در شناخت حزب قاعدین زمان” منتشر کرد تا زیراب آن را بزند.
باقی که فردی شدیدا متزلزل الفکر است، اواخر دی ۱۳۷۶ هنگامی که “شیخ محمود ذاکرزاده تولائی” معروف به حلبی رهبر انجمن حجتیه فوت کرد، در روزنامه جامعه یک صفحه مقاله در وصف او نوشت تا مثلا جبران کاری را که در کتاب حزب قاعدین علیه او انجام داده بود، کرده باشد.
باقی از این دست تزلزلها کم ندارد. زمانی کتابی منتشر کرد به اسم “کاوشی درباره روحانیت” که ظاهرا به دستور امام خمینی آن را جمع کردند. 
طولی نکشید که از امام برید و مرید سرسخت آیت الله منتظری شد.
سال ۷۷ در جلسه خصوصی با آیت الله منتظری در قم، باقی و همکارانش در 
“موسسه نشر آثار امام خمینی” را دیدم که برای ثبت و ضبط خاطرات منتظری آمده بودند، وقتی درباره چاپ جدید کتاب کاوش پرسیدم گفت که اگر بخواهد آن کتاب را چاپ جدید بزند باید کلی چیزهایش را با تفکرات امروزش نمی خواند، حذف یا عوض کند!
باقی در کتاب کاووشی درباره روحانیت همه آنها را که به غرب می روند و یا مورد توجه غربیها قرار می گیرند به نوعی جاسوس و خودفروخته دانسته است. خود او تا امروز بخاطر فعالیت علیه جمهوری اسلامی چند جایزه سیاسی از غربیها گرفته است!
باقی پدرزن “محمد قوچانی”، که از تئوریسین های اصلاح طلب است، معلوم نیست یکی دو روز دیگر از کی ببرد و به کی بپیوندد!

میرزا مهدی اصفهانی نظریه‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه را قبول داشت و در آثارش نیز بیان کرده که فقیه جامع الشرائط همان ولایت معصوم را به همان اطلاق دارد.

چندی پیش مصاحبه‌ای از استاد برنجکار منتشر شد که به اقتضای موضوع سایت، بخشی از آن را تقدیم می‌نماییم. ادامه مطلب …