شهید چمران، جنگهای نامنظّم و انجمن حجتیّه

 یکی از موضوعاتی که در تاریخ انقلاب اسلامی همواره مورد تحریف واقع شده، موضوع مربوط به شهدای انجمن حجتیه است.

انجمن در طول این سالها با انتشار اسامی برخی از شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس، مدّعی آن شده که نه تنها نهضت و نظام اسلامی را قبول داشته، بلکه برخی از اعضا و تربیت شدگان انجمن در این راه به شهادت رسیده اند! لذا انجمن بر انتساب این شهدا به خودش تأکید داشته، و لیست اسامی این شهدا را پوششی جهت پنهان کردن تفکّرات و اقدامات ضدّ انقلابی خود قرار داده است.

 این ادّعا از جنبه های مختلفی قابل بررسی است. هم از حیث اعتقادی که آیا اساساً انجمن، ریخته شدن اینگونه خونها را در عصر غیبت جایز میداند یا خیر؟ و هم از جهت مصداقی که باید بررسی کرد که آیا افراد مذکور اولاً سابقه انجمنی بودن داشته اند یا خیر؟ در ثانی اگر انجمنی بوده اند در زمان شهادت نیز همچنان عضو انجمن بوده اند یا خیر؟ و یا حتّی اگر عضو انجمن نیز بوده اند، آخرین نظراتشان نسبت به امام و انقلاب از سویی و آقای حلبی و انجمن از سوی دیگر چه بوده است؟ انشاءالله پاسخ به این پرسشها را به مرور تقدیم می نماییم امّا در این مطلب فقط به یکی از شهدایی که نسبت انجمنی بودن به ایشان داده می شود خواهیم پرداخت. 

 عارف مجاهد ، شهید دکتر مصطفی چمران (رحمت الله علیه)

 

 آیا دکتر چمران انجمنی بود؟

متأسفانه با نگاهی به برخی از کتب و یا مقالاتی که در مورد انجمن حجتیّه منتشر شده است، به وضوح درمی یابیم که برخی به عمد و برخی نیز از روی نقص اطّلاعاتشان، به شهید دکتر چمران نسبت عضویّت در انجمن می دهند! و حاصل آن پدیدار شدن چنین عباراتی در فضای مجازی می شود:

 

«سردار بزرگ اسلام شهید دکتر چمران، حیات آرمانی خود را مدیون آن فقید بزرگوار[شیخ محمود حلبی] میداند.»! و یا این عبارت: « [انجمن حجتیه] همانان که مربی اهل شرف این مرز و بوم بودند همانان که متربیانشان همان شرفمندان اوایل انقلاب بودند مانند چمران ها و باکری ها و صیاد ها …»!

 

این مسئله طبیعی است چرا که هم برخی از آنان که در مقابله با انجمن دست به قلم شده اند چنین فضایی را ایجاد کردند و هم خود انجمنی ها، و از سوی دیگر نیز این رسانه های بیگانه ای همچون BBCو VOA و کارشناسان بهایی و یا عنود آنان بودند که از فرصت سوء استفاده نموده و بر این طبل کوفتند. به عنوان نمونه در دو کتابی که نویسندگان آنان زحمت کشیده و مطالب قابل استفاده ای در شناسایی انجمن ارائه داده اند، به این موضوع پرداخته شده است. یکی کتاب “جریان شناسی ضدّ فرهنگ ها” که در آن از شهید چمران به عنوان یکی از “چهره های شاخص” انجمن یاده شده (چاپ اول، ص۵۰۱)! و دیگری کتاب “جریان شناسی انجمن حجتیّه” که در آن مدّعی شده که شهید چمران در وصیّتنامه خود از شیخ محمود حلبی تقدیر نموده است. (چاپ دوم، ص۴۳)!

 خود انجمنی ها نیز از ذکر چنین مطالبی استقبال می کنند. به عنوان نمونه آقای دکتر نادر فضلی (یکی از با سابقه ترین اساتید و مسئولین فعلی انجمن) در همایش “تحجّر و اسلام آمریکایی” که سال ۹۳ در مشهد برگزار شد، طی مناظره ای چنین گفت:

« مرحوم مصطفی چمران هم بارها خدمت حاج آقای حلبی بعد از انقلاب رسیده بود و حاج آقای حلبی برای او دعا می کرد و ملاقات داشتند با هم.» (درسنامه انجمن حجتیّه، رضا اکبری آهنگر، ص۳۰۷)

 

عرفان ثابتی هم که بهایی است و به عنوان کارشناس در برخی از شبکه های بیگانه سخن می گوید، در برنامه ای که شبکه VOAپخش نمود گفت:

« مصطفی چمران هم در وصیتنامه اش از آقای حلبی به نیکی یاد می کند. معلوم نیست مصطفی چمران حجتیّه ای بوده یا نه ولی به شدّت سمپاتی داشته»

حال باید دید اینگونه ادّعاها از کجا و چرا آغاز شد؟

 

یک تشخیص اشتباه، یک اشتباه تاریخی

ماجرای وصیّت نامه‌ی مذکور بدین شرح است که انجمن قبل از تعطیلی ظاهریش، در مهر ماه ۱۳۶۰ اقدام به انتشار ویژه‌نامه‌ای به مناسبت هفته جنگ کرد که به «مرزبانان» موسوم بود. این همان سالی است که در خردادماه آن دکتر مصطفی چمران، به شهادت رسیده بود. از سوی دیگر یکی از اعضای انجمن حجتیّه به نام مهندس مصطفی ابراهیمی مجد در شهریور همان سال به شهادت رسید. وی از جمله اعضای با تقوای انجمن حجتیّه بود که در مدرسه علوی نیز تحصیل کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی، به جمع نیروهای شهید چمران در جنگ های نامنظّم پیوست.

 

انجمن حجتیّه به بهانه شهادت شهید ابراهیمی مجد، در صفحه ی ۵۹ ویژه‌نامه مرزبانان مطلبی با عنوان «شهیدی در آستانه ی هفته جنگ» به چاپ رسانید. امّا نحوه ی چاپ این مطلب عمداً یا سهواً به گونه ای بود که کمی بی دقّتی خواننده باعث می شد تا اینگونه تصوّر نماید که مطلب در مورد شهید مصطفی چمران است نه شهید مصطفی ابراهیمی مجد.! چرا که در طول این مطلب چند صفحه ای، فقط با عبارت مصطفی از شهید یاد شده بود و حتّی یکبار نیز به فامیلی وی اشاره نشده بود.!! علاوه بر این در صفحات مختلف این مطلب پنج عکس از شهید ابراهیمی مجد به چاپ رسیده بود که سه عکس از ایشان در کنار شهید چمران بود و دو عکس دیگرش چندان واضح نبود.

 

مطلبی که در مورد شهید مصطفی ابراهیمی مجد نوشته شده بود، اینگونه آغاز می شد:

« خبر کوتاه بود. آتش بود: “مصطفی هم رفت”… و منهم من قضی نحبه. خدایا باغبان گلزار بهشتت چه نیکو “مصطفی” های برگزیده ی این امت را گلچین می‌کند. اینان رهروان راه مصطفای تو هستند و برافرازنده پرچم گلگون پیامبر تو. مصطفای رهبر رفت، مصطفای چمران رفت، و اینک این شیفته خاندان نبوت، دلداده ی مهدی این امت، پیرو نایب آنحضرت، یار و همرزم سردار شهید اسلام، به خیل شهیدان می پیوندد.»

 

در پایان این مطلب نیز بخشی از وصیت نامه‌ی این شهید به چاپ رسیده بود که در آن آمده بود:

«خدایا تو را شکر می‌کنم که عشق حضرت مهدی (ع) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می‌کنم که مرا به زیور ایمان آراستی. و قبل از هر چیز لازم است از آنانی که واسطه کسب معارف الهی من بودند: سه بزرگوار سه شمع که سوختند تا نور افروختند: اول استاد بزرگم علامه کرباسچی[کرباسچیان] دوم مرحوم رضا روزبه سوم شیخ محمود حلبی که باب‌هایی از عرفان به “الله” را برایم گشود؛ از خدا برای این بزرگواران طلب اجر و علو مقام میکنم.»

 

و باز در صفحه ی روبروی این وصیّت‌نامه، تصویر تمام صفحه شهید چمران کار شده بود تا آغازی باشد بر پیام تسلیت حضرت امام(رحمت الله علیه) به مناسبت شهادت ایشان. همه ی این امور دست به دست هم داد تا به تدریج و با گذر زمان، برخی از موافقان و مخالفان انجمن حجتیّه اینگونه بپندارند که این وصیّت نامه مربوط به شهید مصطفی چمران است. تا جائیکه همانگونه که ذکر شد در برخی از مقالات، نشریّات و کتب نیز این مطلب به چاپ رسید.

نویسنده این مطلب، جهت اطمینان، صحّت وجود وصیّتنامه ای از شهید چمران که در آن به نیکی از آقای حلبی یاد کرده باشد را در یکی از نمایشگاه ها از جناب آقای مهندس مهدی چمران(برادر دکتر چمران) جویا شد. ایشان وجود چنین نوشتاری را تکذیب نموده و گفتند:

«تنها وصیّت نامه‌ای که از شهید موجود است، همان وصیّت نامه‌ی عرفانی است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و ربوده شدن امام موسی صدر، خطاب به ایشان نوشته اند و هیچ وصیّت نامه دیگری از ایشان وجود ندارد.»

 

و نکته پایانی آن که دکتر نادر فضلی نیز به تشخیص اشتباهی که در این موضوع عرف شده، اینگونه مهر تأیید زدند:

«یک اشتباهی که من کردم آنجا[منظور مناظره مکتوب در فضای مجازی است] این بود که یکی از دوستان ما به نام مصطفی ابراهیمی مجد که ایشون همرزم شهید مصطفی چمران بود، خب این شهید شده بود. … تصور کردم که اون وصیت نامه ای که به اصطلاح از مصطفی دیده بودم (نه این که مصطفی بود و مصطفی) این تشابه اسمی باعث شد که من اون وصیت نامه رو که آنجا اسم آقای حلبی رو برده بود این مصطفی ابراهیمی مجد، به عنوان وصیت نامه شهید چمران تصور کردم».(درسنامه انجمن حجتیّه، رضا اکبری آهنگر، ص۳۰۷)

 امّا پاسخ به این سئوالات که تعامل شهید چمران با انجمن چگونه بوده؟ و چرا برخی از نیروهای ستاد جنگهای نامنظّم انجمنی بوده اند را در ادامه تقدیم خواهیم نمود.

چمران، جنگهای نامنظّم و انجمن حجتیّه

در دو فصل قبل، انجمنی نبودن شهید چمران و این مسئله که نسبت انجمنی بودن ایشان از کجا آغاز شد، توضیح داده شد. حال به این سئوالات پاسخ خواهیم داد که تعامل شهید چمران با انجمن چگونه بوده؟ و چرا برخی شواهد مبنی بر ارتباط ایشان با نیروهای انجمنی وجود دارد؟ و چرا بعضی از اعضای با سابقه انجمن، در ستاد جنگهای نامنظّم، مسئولیّت داشته و تعدادی از نیروهای این ستاد انجمنی بوده اند؟

 

قبل از رسیدن به مصادیق، لازم است تا ابتدا خود را با فضای آن زمان آشنا نماییم

با پیشرفت روزافزون نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه)، زاویه سران انجمن حجتیّه با این نهضت روزبروز بیشتر و انحراف تفکّراتشان به خصوص بر اعضای این گروه آشکارتر می شد. لذا با گذشت زمان و به تدریج، بسیاری از اعضای انجمن از این گروه جدا شده و به نهضت پیوستند. فعاّلیت های انقلابی برخی از اعضای انجمن در خاطرات مبارزین مشهود است. حتی برخی از شعب انجمن در دیگر شهرها نیز، همچون گذشته از انجمن مرکزی تبعیّت نداشته و به یاوران انقلاب پیوسته بودند. انجمن حجتیّه ی بجنورد، یزد و نیشابور نمونه های این انفصال است.

در چنین فضایی بود که انقلاب اسلامی پیروز شد و حال پاسخ این پرسش که “باید با انجمنی ها چگونه برخورد نمود؟” بسیار دشوار شده بود چرا که انجمن را دیگر یک طیف تشکیل نمیداد. لذا بین نیروهای انقلابی در شیوه برخورد با انجمن، اختلاف بالا گرفت تا آنجا که برخی خط بطلان بر هر کسی که سابقه عضویّت در انجمن داشت، کشیده و با آنان به تندی برخورد میکردند و برخی دیگر نیز بر این عقیده بودند که باید به انجمن برای اصلاح خودش فرصت داد و نمی توان همه اعضای آن را به چوب ضدّیت با نظام اسلامی راند و منزوی کرد، چرا که برخی از آنان متوجّه برخی اشکالات و ضعفهای انجمن مرکز شده و حال تمام ظرفیّت و توانشان را برای خدمت به جمهوری اسلامی، در طبق اخلاص گذاشته اند. باید جذب حدّ اکثری نمود و دفع حدّاقلی. شخصیّتهایی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و شهید چمران از جمله افرادی بودند که به شیوه دوم اعتقاد داشتند.

حتّی خود امام خمینی (رحمت الله علیه) نیز چنین دیدی داشتند چرا که مرحوم آیت الله خزعلی را برای اصلاح و نظارت بر انجمن و همچنین سر و سامان دادن به ارتباط میان انجمن و انقلابیون منصوب نمودند. و این مسئولیت تا تیر ماه سال ۱۳۶۰ ادامه داشت. با توجّه به توضیحات ذکر شده و این نکته که شهادت دکتر چمران در پایان خرداد ۱۳۶۰ رقم خورد، کاملاً طبیعی است که شهید چمران در دوره حیاتشان علیرغم آن که با انحرافات انجمن هم آشنا بوده اند، سعی در جذب حدّاکثری نیروهای انجمن داشته باشند.

آنچه که این زمینه جذب را برای شهید چمران بیش از بیش فراهم می نمود، سابقه عضویّت برادرشان مهندس مهدی چمران در انجمن بود. از سویی چون برخی از مصادر سپاه در دست افرادی بود که به شدّت با انجمن در تضادّ بودند، و از سوی دیگر ورود به ارتش نیز آسان و به خاطر فضای آن زمان چندان مطلوب نبود، لذا تعداد قابل توجّهی از نیروهایی که سابقه عضویّت در انجمن حجتیّه داشتند، برای حضور در جبهه ها، به نیروهای ستاد جنگهای نا منظّم می پیوستند. از همین جهت بود که شهید چمران توانست با انجمن ارتباط خوبی پیدا کند و تا آنجا که میتواند نیروهای آنان را جذب نموده و از ظرفّیتشان استفاده کند. به همین جهت نیز برخی از افرادی که از آنان با عنوان شهدای انجمن حجتیه یاد میشود، از طریق ستاد جنگهای نامنظّم به جبهه رفته و به شهادت رسیدند.

به همه این مطالب اضافه کنید اخلاق اسلامی و روحیّه لطیف شهید چمران را که نه فقط مصادیقی همچون جوانانی که در شرق تهران، روزگار خود را به موتوربازی می گذراندند را به مردانی الهی تبدیل کرد، بلکه با آغوش باز برخی از نیروهای ساواک را نیز که حقیقتا توبه نموده و جنایتی انجام نداده بودند را پذیرفت و هدایت نمود. حال اینکه شهید چمران به قول آقای دکتر فضلی چند ملاقات با آقای حلبی هم داشته، نه تنها عجیب نیست بلکه کاملاً صحیح است.

 و همچنین انجمنی که در برخی موارد برای سوء استفاده از نام افراد، برای رحلت یا شهادتشان پیام میداد و یا آنان که رسماً از انجمن جدا شده بودند را پس از شهادت، شهید انجمن معرفی میکرد و … عجیب است که برای شهادت دکتر چمران پیام بدهد؟ اگر پیام نمیدادند عجیب بود؟

نویسنده: رضا اکبری آهنگر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *