امام خمینی(رحمت الله علیه): شعار گمراه کننده “حکومت قبل ‌از ظهور امام زمان ـ علیه السلام ـ باطل ‌است”، از همه شکننده‌تر بود.

معروفترین موضعگیری صریح امام نسبت به انجمن حجتیّه، در پیام تاریخی منشور روحانیّت آمده است.گویا وقت آن رسیده بود تا امام از خون دل خوردن ها بگویند. ایشان در این پیام که مربوط به اسفندماه سال۶۷ است، خطاب به علما، روحانیون و طلاب نسبت به متحجّرین هشدار داده و پس از بیان مقدماتی، انجمن حجتیّه را به عنوان یکی از مصادیق این طرز تفکّر معرفی نموده و می فرمایند:

 

« البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود ‌که تفکر جدایی دین ‌از سیاست ‌از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی ‌از مسائلی ‌که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه ‌است ‌که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی سواد، عده‌ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت ‌از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند.

 اوضاع مثل امروز نبود، هر کس صد در صد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها ‌از میدان به در می‌رفت؛ ترویج تفکر “شاه سایه خداست” و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و ‌از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل ‌از ظهور امام زمان ـ علیه السلام ـ باطل ‌است و هزاران “ان قلت” دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بودند ‌که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت؛ تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود ‌که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی ‌که به طرف اسلام شلیک می شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.

     اولین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای ۱۵ خرداد رقم خورد. در ۱۵ خرداد ۴۲ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود ‌که اگر تنها ‌این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن ‌از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود ‌که هزار بار بیشتر ‌از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. در آن زمان روزی نبود ‌که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل شدند حتی نسبت تارک الصلوه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی ‌که هدایت مبارزه را به عهده داشتند می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می گریست ‌که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‌ای وابسته ‌که چهره‌شان بعد ‌از پیروزی روشن گشت، مسیر ‌این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند. آن قدر ‌که اسلام ‌از ‌این مقدسین روحانی نما ضربه خورده ‌است، ‌از هیچ قشر دیگر نخورده ‌است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ ‌که در تاریخ روشن ‌است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‌ها را بیش ‌از ‌این تلخ نکنم.

     ولی طلاب جوان باید بدانند ‌که پرونده تفکر ‌این گروه همچنان باز ‌است و شیوه مقدس‌مآبی و دین فروشی عوض شده ‌است. شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز شده‌اند….. دسته‌ای دیگر ‌از روحانی نماهایی ‌که قبل ‌از انقلاب دین را ‌از سیاست جدا می‌دانستند و سر به آستانه دربار می‌ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی ‌که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر ‌از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین ‌از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام ‌است، امروز می‌گویند مسؤولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ را مفید و راهگشا می‌دانستند، امروز ‌از اینکه در گوشه‌ای خلاف شرعی ‌که هرگز خواست مسؤولین نیست رخ می‌دهد، فریاد “وا اسلاما” سر می‌دهند! دیروز “حجتیه‌ای”ها  مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلا‌بی‌تر ‌از انقلابیون شده‌اند! “ولایتی”های دیروز ‌که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده ‌است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی ‌از چه کسانی صادر می شود؟ ‌از آدم‌های لامذهب یا ‌از مقدس نماهای متحجر و بی‌شعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص ‌از چه گروهی؟ ‌از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم ‌که حرف بسیار ‌است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌هاست، و برخورد واقعی ‌هم با ‌این خطرات بسیار مشکل و پیچیده ‌است.»[۱]

[۱] – صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۷۸

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *