آیت الله خامنه ای: انجمن حجتیه قبل از انقلاب با انقلاب نبود بعضی از افرادشان کار فعّال ضدّانقلابی هم می کردند.

ریاست محترم جمهوری، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ۱۴/۱۲/۶۴ در مسجد دانشگاه تهران در پاسخ به پرسشی درباره ی انجمن حجتیّه فرمودند:

 

« بنده نظرم را راجع به انجمن حجتیه روشن و صریح به همه شما می گویم. انجمن حجتیه قبل از انقلاب با انقلاب نبود بعضی از افرادشان کار فعّال ضدّانقلابی هم می کردند، بعضی فقط با انقلاب نبودند ضد انقلابی هم نبودند، بعد انقلاب شد بسیاری از کسانی که با انقلاب نبودند بعد از آنکه عظمت و شکوه انقلاب را دیدند پیوستند به انقلاب، حتی بسیاری کسانی که در آنوقت یک حرکات منافی با انقلاب هم می کردند پیوستند به انقلاب و مشاغلی گرفتند در جاهای مختلف. شما در شهرها که بروید، در خود تهران هم همینطور، کسانی را در مسئولیتهای درجه ۲و۳ می بینید که اینها هیچ سابقه انقلابی ندارند با انقلاب هم سابقه ای نداشتند، کار هم برای انقلاب نکردند، یک سیلی هم برای انقلاب نخوردند اما بعد از انقلاب، انقلاب اینها را قبول کرد.

 

انقلاب نمی تواند به مردم بگوید که شما چون از پانزده سال پیش در انقلاب نبودید پس بروید کنار، نه اگر قرار بود ما فقط به سابقه دارهای انقلاب بخواهیم امکان بدهیم محصور و محدود می شدیم به عده کمی. انجمن حجتیه هم بعد از انقلاب همینطور شد، عده ای از آنها که من نمی توانم بگویم چند درصدشان، اما گمان می کنم عده کمی نبودند و زیاد بودند، بعد از انقلاب پیوستند به انقلاب مخلصانه و عاشقانه.

یکی از آنها همین سرهنگ سلیمی است که اینجا اسمش آمده. من اوایل انقلاب در وزارت دفاع بودم ( البته اینجا رسم نیست من از افراد اسم بیاورم و هر نامه ای هم که اسم کسی باشد نمی خوانم چه له او و چه علیه او امام حالا دیگر این یکی به زبانم جاری شد و خواندم لذا مجبورم توضیح بدهم) از طرف شورای انقلاب، نماینده شورای انقلاب در وزارت دفاع و در ارتش و بعدها نماینده امام در شورای عالی دفاع، ارتش از دست رفته و بهم پاشیده را یک مشت افسر مومن و متدین و علاقمند به انقلاب در ستاد مشترک حفظش کردند و ادارات ارتش را از دستبرد کمونیستها و چپها و منافقین نگه داشتند، یکی از آنها همین سرهنگ سلیمی بود و شد رئیس دفتر من، یعنی من او را به عنوان یک آدم متدین کردم رئیس دفتر خودم در وزارت دفاع. البته من با ایشان و آن گروه افسران بوسیله مرحوم بهشتی آشنا شدم و آنها را یعنی همین سرهنگ سلیمی و دوستانش که آنها انجمنی نبودند و سابقه انجمنی نداشتند همگی را مرحوم بهشتی به من معرفی کرد و من اول بار اسم ایشان را از شهید مظلوممان شنیدم. این برادر را در انقلاب از نزدیک دیدم، دیدم کسی است که عاشق و دلسوز انقلاب است. صبح از ساعت هفت می آید و تا شب دیر وقت یکسره برای وزارت دفاع شلوغ و ارتش بی مهار و بی زمام آن روز کار می کند. روزی که امام بیمار شده بودند و آن حادثه برایشان پیش آمد کرده بود و ما در وزارت دفاع بودیم (البته من رفتم قم و امام را آوردیم تهران در بیمارستان و اینها) این آقا از غم و ناراحتی خودش را نمی توانست نگه بدارد، زار زار اشک می ریخت. بعد هم از طرف امام در پست وزارت دفاع اختیارات به وی داده شد البته به عنوان وزیر دفاع از مجلس رأی آورد. ایشان را به مجلس شورای اسلامی ما معرفی کردیم مجلس هم قبول کرد بعد هم امام به ایشان  به عنوان وزیر دفاع اختیارات دادند. هیچ وزیر دفاعی به قدر ایشان اختیارات نداشت و اینرا بگویم که هیچ وزیر دفاعی هم به خوبی ایشان کار نکرد ( البته وزیر کنونی مان هم از برادران خیلی خوبمان است، انشاءالله ایشان هم چند سالی می مانند و نتایج کارهایشان را که مثبت است خواهیم دید. تا الآنش هم خیلی خوب بوده اما با توجه به طول زمان آن برادری که صحبتش است بهترین وزیر دفاعمان بوده).

 

حالا من این آدم را که برای انقلاب است، عاشق انقلاب است، مقلد امام است، شب و روز مخلصانه برای انقلاب کار می کند و با انجمن حجتیه هم هیچ رابطه ای ندارد به صرف اینکه سابقا ایشان در انجمن بوده از انقلاب بگیرمش؟! این سیاست کیست؟ این سیاست انقلاب نیست، سیاست امام نیست و امام اینرا قبول ندارد. من نظرم این است، پس آن کسانی که در گذشته جزو انجمن حجتیه بودند اما الآن اولاً جزو تشکیلاتش نیستند یعنی جزو انجمن نیستند ثانیاً دلبسته انقلابند، دلباخته انقلابند من می گویم اینها خوبند و مثل بقیه مردم از آنها استفاده می کنیم. امّا آن کسی که جزو تشکیلات است، با انقلاب میانه ای ندارد، دلزده ی از انقلاب است، به امام اعتقادی ندارد، ارادتی ندارد، تقلید از دیگران می کند، برای انقلاب حاضر نیست یک ذره از وقتش را سرمایه گذاری کند، میخواهم سر به تنش هم نباشد، چه انجمن حجتیّه باشد چه غیر از آن. این هم نظر بنده.»[۱]

[۱] – جزوه پرسش و پاسخ۳، ریاست محترم جمهوری در جمع دانشجویان مسجد دانشگاه تهران، چهارشنبه ۱۴/۱۲/۶۴، ص۲۶

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *