انجمن حجتیّه در آغاز

مرحوم آیت الله جمی(ره) در کتاب خاطرات خود فضای جامعه در زمان تأسیس انجمن حجتیّه را توصیف نموده و برخی از خدمات انجمن را برمی شمرد. یکی از علل انجمنی شدن بعضی از افراد در رژیم پهلوی، به این فضای ترسیم شده برمی گردد و سابقه انجمنی بودن خیلی ها را قابل هضم می کند. البته مسلّم است که فضای انجمن در مقاطع بعدی به خصوص در دهه پنجاه تغییر کرده و لازم است تا علل و میزان صحّت عضویّت افراد در آن مقاطع  جداگانه بررسی شود.

در خاطرات آیت الله جمی اینگونه آمده است:

 

« بعد از شهریور۱۳۲۰ از حرکت‏های مذهبی که به وجود آمد، می‏توان از اتحادیه‏ی مسلمین و فداییان اسلام نام برد. افرادی که به واسطه ‏ی آن روح ایمان و تدینی که داشتند، علاقه ‏مند بودند در مقابل گروه‏هایی مثل حزب توده کاری بکنند و در مقابل انحرافات و فسادها، خودی نشان بدهند، لذا این افراد که غالباً نیروهای جوان بودند، خیلی زود جذب و شیفته‏ ی فعالیت‏های مذهبی و دینی شدند. وقتی مرحوم نواب صفوی ایده ‏ها و افکار خودش را مطرح می‏کند، عده ‏ای از همین افراد دور او را می‏گیرند و جمعیت فداییان اسلام شکل می‏گیرد. یک گروه تشکیلاتی و منظم که در مقابل یک گروه تشکیلاتی منظمی چون حزب توده قرار داشت. پس از این که مرحوم نواب و فداییان اسلام لو رفتند و سرکوب شدند، سکوت خفقان‏ باری طرفداران فداییان اسلام را فرا گرفت، به طوری که دیگر جرأت عرض اندام نداشتند، اما در عین حال منتظر یک حرکت جدید دیگر بودند. این وضع بود تا این که صحبت انجمن حجتیه پیش آمد.

انجمن حجتیه و در رأسش مرحوم حلبی، نیز گروه مذهبی منظم و تشکیلاتی بود که با انحراف و بی دینی مبارزه می‏کرد. اساسنامه و آئین‏ نامه داشتند و در رأس کارهایشان هم مبارزه با بهائیت و بهائی‏گری بود که در این خصوص خیلی سرمایه گذاری کرده بودند. برنامه‏ های خوبی داشتند؛ تفسیر قرآن، حدیث، مسائل دینی و… و جلساتی داشتند که اغلب شب‏ها در مساجد برگزار می‏شد. من با آن‏ها دوست و رفیق بودم، اما عضو انجمن نبودم. سخنران‏های مخصوصی داشتند که برای سخنرانی‏های انجمن در سراسر کشور می‏فرستادند. بعضی از آن‏ها مهندس و بعضی هم دکتر بودند. روحانی هم داشتند. یکی از آن‏ها که الان به یاد دارم، دکتر توانا بود، که برای سخنرانی در انجمن به آبادان هم آمده بود. آدم‏های متدینی بودند و در آن زمان خدمات مذهبی خوبی هم ارائه کرده، در روشن کردن بچه ‏های مذهبی نقش داشتند و جوان‏ها را به مسائل دینی جذب می‏کردند.

این انجمن کتاب‏هایی هم در رد بهائیت نوشته بود و جوان‏ها را تشویق به مطالعه ‏ی این کتاب‏ها می‏کرد. در آن شرایط زمانی، فعالیت‏های خوبی داشتند. مرحوم حلبی، خدا رحمتش کند، زحمت می‏کشید و این تشکیلات منظم را اداره می‏کرد. بر همین اساس بعضی از نیروهای مذهبی جذب تشکیلات انجمن حجتیه شدند. دلیل آن هم این بود که آن‏ها تشنه ‏ی مسائل مذهبی بودند و به دنبال جایگاهی برای فعالیت مذهبی بودند. گروه‏های ضد مذهبی مثل توده‏ ای‏ها و کمونیست‏ها با انجمن حجتیه ‏ای ‏ها میانه‏ ی خوبی نداشتند.»

منبع: خاطرات آیت الله جمی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم تابستان۱۳۸۶،ص۸۰

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *