ادّعای تأسیس انجمن حجتیّه به دست امام زمان(علیه السّلام)!

برخی از اعضای انجمن حجتیّه ، یکی از علل تأسیس این گروه را خوابی میدانستند که آقای حلبی (مؤسس گروه) میبیند.

آنان مدّعی بودند که در آن خواب، امام زمان(علیه السّلام) به وی امر فرموده اند که گروهی را برای مبارزه با بهائیّت تشکیل دهد و این انجمن با عنایات حضرت آن هم به صورت مستقیم، تأسیس شده است.

برخی از سخنان خود آقای حلبی به گونه ای بود که بر این مسئله دامن میزد و ذهن اعضا را در مورد عنایت خاصّ حضرت برای تأسیس این گروه تقویت میکرد. به عنوان نمونه وی در یکی از سخنرانیهای خود که در عید مبعث و در جمع بعضی از سران و اعضای انجمن بود و در دهه ۵۰ در تهران ایراد شد، بر این امر تأکید نموده و قسم میخورد! حال و هوای این جلسه به گونه ای میشود که برخی در آن ضجّه زده و فریاد میکشند.

در بخشهایی از این سخنرانی آمده است:

« حضرت شما را می بیند، نظر دارد به شما. خوشا بر احوال شما. الآن سایه آن حضرت بر سر شما افکنده شده است. قدر خودتان را بدانید. قدر این خدمت را بدانید. بدون مجاز می گویم، تعارف نمی کنم، شکست نفسی نمی کنم، موسّس انجمن خود امام زمان است.‼ این را یقین بدانید. باور کنید قطعاً، یقیناً موسّسش خودش است، خودش است. … یقین دارم، نپرسید که منشاء یقینت چیست؟ به منشاء یقین من کار نداشته باشید.

یقین دارم که حضرت گریه کرده و به خدا نالید که خدایا اینقدر غربت که از همه جا حمله می کنند به من. هیچ کس نیست که دفاع کند. دفاع از حضرت نمی شد. این تعارف ندارد.

با این که روحانیین ما رضوان الله علیهم اجمعین همه خدمتگزار بودند، همه در دربار حضرت مقام داشتند، اما غفلت از این موضوع شده بود. متوجه این مطلب نبودند، حضرت غریب مانده بود. او نالید، خدای متعال یک انجمن اینجا درست کرد. این انجمن با مواد اولیه اش، دو تا ماده اولیه ابتدایی متوسطه داره این نهاییش است که در تهران تأسیس شده، خود حضرت موسس این اساسه.

خود حضرت مدیر این اداره شماست. خود این حضرت القا کننده مطالب و حقایق است در قلوب شما. این بچه ها غلبه کرده اند، مال این است که صاحبتان، مدیرتان، موسس انجمنتان خود امام زمان است. نالید به درگاه خدا از غربت و بی کسی اش خدا تفضّل فرمود یک مشت شماها را یار و یاورش کرد. اسکورت او کرد، آجدان شخصی او کرد. که دور حضرت هرجا هستید می چرخید. الآن شما انجمنی ها، نوع اجتماعتان بر محور امام زمان است.»

پیش از این نیز به نمونه ای از اینگونه سخنان شیخ محمود حلبی پرداخته بودیم:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *