یکی از موضوعاتی که انجمن حجتیه سعی دارد تا آن را برجسته نماید، نقش حزب توده در اختلاف افکنی میان انجمن و انقلاب است. آنان با استناد به خاطرات احسان طبری و کیانوری بر این مسئله پافشاری می نمایند.

این در حالی است که سران حزب توده بر سابقه اختلاف میان انجمن و انقلابیون تصریح داشته و فقط به تلاش برای افزایش اختلافات معترفند. به مناسبت سالروز درگذشت احسان طبری، بخشی از خاطرات او را تقدیم مینماییم. وی که ایدئولوگ ارشد و عضو کمیته مرکزی و هیئت سیاسی حزب توده ایران بود، در کتاب “کژراهه” در دو جای مختلف به موضوع انجمن اشاره کرده و می نویسد:

« نکته جالب در گزارش سیاسی دبیر اول حزب تقسیم جنبش اسلامی به سه بخش، یعنی بخش قشری، بخش واقع بین و بخش روشن بین است که می بایست محور تبلیغ افتراق آمیز حزب توده در میان مسلمانان پیرو امام شود، ولی در عمل مسلمانان انقلابی به این تقسیم بندی بی اعتنا ماندند و بهانه هایی مانند”اجرای بند ج” اصلاح ارضی و قانون کار مصوب وزارت کار و تبلیغات تفرقه آمیز دیگر در بنیان مرصوص”وحدت کلمه ” اسلامی رخنه ای نیافت.

ولی حزب این مسئله را تا پایان دنبال کرد و در تحلیل های داخلی و تبلیغ راجع به گروه “حجتیه” نمونه هایی بدست می داد. حقایق نشان داد که جمهوری اسلامی نسبت به کار و وظایف خود بمراتب آگاهتر و مسلط تر از تحلیل‌های بی رنگ و رمق حزب توده است، که با قصد رخنه‌گری و تفرق اندازی انجام می‌گیرد….

حزب توده می‌کوشید، در میان مسلمانان انقلابی تفرقه بیندازد. جنبش اسلامی را به سه گرایش تقسیم کرد و هرکدام از روحانیون مبارز و رجال انقلابی اسلامی را در چارچوب تنگ معینی جای داد: یکی “روشن بین” است، یکی “واقع بین” است، یکی “قشری” است. مقصد و معنای این نامگذاری‌ها معلوم بود.

حزب توده مسئله “حجتیه” را بزرگ کرد . با استفاده از چند نطق در افشاء حجتیه ناگهان این مسئله به شدت مطرح شد.”وزراء” حجتیه معرفی شدند.

مبارزه علیه حجتیه از همان اوائل پیروزی انقلاب از طرف روحانیون و یاران امام انجام می‌گرفت، ولی مقصد حزب در واقع مغلطه در مسائل و آلوده کردن افراد بعنوان حجتیه بود. جنبش اسلامی علاوه بر تقسیم بندی‌های دیگر به عناصر “چپ” و “راست” تقسیم می‌گردید. معلوم نیست چه کسی چپ و با چه ملاکی چپ است و چه کسی راست است و مناط و ملاک آن چیست؟ امام در مقابل این تحریکات مسئله وحدت مسلمانان را که با تکبیر در انقلاب اسلامی پیروز شدند، برجسته کرد و از رخنه و دسیسه کاری جلوگیری بعمل آورد. ایشان در عین حال ماهیت واقعی و ابعاد “انجمن حجتیه” را می دانستند.»

منبع:کژراهه(خاطراتی از تاریخ حزب توده)،احسان طبری، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم ۱۳۶۷،صفحات ۳۰۴ و ۳۱۱