مصطفی ابراهیمی مجد، شهید انقلاب یا شهید انجمن؟

همانگونه که پیش از این نیز ذکر شد، در مورد افرادی که به عنوان شهدای انجمن حجتیه معرفی میشوند، باید بررسی کرد که آیا افراد مذکور اولاً سابقه انجمنی بودن داشته اند یا خیر؟ در ثانی اگر انجمنی بوده اند در زمان شهادت نیز همچنان عضو انجمن بوده اند یا خیر؟ و یا حتّی اگر عضو انجمن نیز بوده اند، آخرین نظراتشان نسبت به امام و انقلاب از سویی و آقای حلبی و انجمن از سوی دیگر چه بوده است؟

در این که شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد، سابقه عضویّت در انجمن داشته اند، هیچ شکّی نیست. امّا نگاهشان به ادامه همکاری و میزان ارتباطشان با انجمن در آخرین ایّام عمر مبارکشان، قابل بررسی است. بر فرض هم که تا پایان عمر عضو انجمن بوده باشند، دیدگاهشان نسبت به حضرت امام و جمهوری اسلامی نیز، در قضاوت ما تعیین کننده است.

در همان وصیّتنامه ایشان که در آن از آقای حلبی به نیکی یاد شده بود، در آغاز وصیّتنامه، پس از شهادت بر امامت ائمه طاهرین(صلوات الله علیهم اجمعین) می نویسند:

« و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام . برادران و خواهران در این زمان رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را بر ملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است و مبادا که غافل باشید . … خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش »

این عبارات شاهدی است بر اعتقاد این شهید عزیز به انقلاب اسلامی، ولایت فقیه و حضرت امام به عنوان ولی فقیه و نماینده امام زمان(علیه السّلام). لذا اگر ایشان در وصیتنامه خود ذکر خیری از رهبر انجمن به میان آورده اند، عین اخلاق اسلامی و فقط از باب ادای دین بوده چرا که شکّی نیست که نه فقط شهید ابراهیمی مجد، بلکه همه اعضای انجمن حجتیّه به هر میزان که در این انجمن، معارف دینی آموخته و یا مبارزه با بهائیّت کرده باشند، بخشی از آن را مدیون زحمات مرحوم شیخ محمود حلبی هستند. شهید ابراهیمی مجد نیز با بیان عبارت “واسطه کسب معارف الهی” به همین نکته اشاره دارد. امّا آیا این بدان معنی است که ایشان همه تفکرات و عملکرد رهبر انجمن را تأیید می نموده است؟ آیا مگر جز این است که ما معتقدیم که گاهی متعلّم به خاطر صدق نیّت و خلوص عمل، بر معلّم پیشی گرفته، و به جایگاهی می رسد که معلّم حسرتش را در روز واپسین خواهد خورد؟ آنچه که بهترین ملاک قضاوت است، آن است که شهید ابراهیمی مجد جان خود را در راه آرمانهای حضرت امام، تقدیم نمود نه در راه اهداف و عقاید مرحوم حلبی؛ چرا که رهبر انجمن جهاد در عصر غیبت را جایز نمیدانست!

 در ادامه متن کامل وصیّتنامه شهید ابراهیمی مجد، تقدیم میشود.

متن کامل وصیّتنامه شهید ابراهیمی مجد:

علاوه بر توضیحات قبلی، نکته مهمّی که در مورد این وصیّتنامه، قابل ذکر است، آن است که شهید از دیدار خود با امام زمان (علیه السّلام) می گوید. این وصیتنامه با صیغه استغفار شروع شده، سپس عباراتی از دعای مشلول و دعای عهد و متن زیارت آل یاسین نگاشته شده است. پس از آن مینویسد:

«من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را شاهد و گواه بر شهادتین خود می گیرم و از شما می خواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را بطور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است .

اُشْهِدُکَ یا مَوْلاىَ اَ نّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبیبَ اِلاّ هُوَ وَ اَهْلُهُ وَاُشْهِدُکَ یا مَوْلاىَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَبْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ وَموُسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ موُسى حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍحُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَاَشْهَدُ اَ نَّکَ حُجَّهُ اللَّهِ اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْخِرُ

و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام . برادران و خواهران در این روزگار رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را بر ملت ما کرده است و اسباب و درک لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است و مبادا که غافل باشید . خدایا تو را شکر می‌کنم که عشق حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می‌کنم که مرا به زیور ایمان آراستی.

 و قبل از هر چیز لازم است از آنانی که واسطه کسب معارف الهی من بودند: سه بزرگوار سه شمع که سوختند تا نور افروختند: اول استاد بزرگم علامه کرباسچی دوم مرحوم رضا روزبه سوم شیخ محمود #حلبی که باب‌هایی از عرفان به “الله” را برایم گشود؛ از خدا برای این بزرگواران طلب اجر و علو مقام میکنم. و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت #خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم. خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.

 بگذارید بعد از مرگم بدانند و بدانید که همانطور که اساتید بزرگمان می گفتند نوکر محال است صاحبش را نبیند. من نیز صاحبم را ، محبوبم را دیدار کردم. اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم، دیدار مجدد او نصیبم نگشت. بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشد. از یاد او غافل نگردید. دیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفتم مبادا که ریا شود و فقط دیگر می گویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است.

و اکنون به جبهه می روم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرت باز سازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم ( وان حال بینی و بینه الموت ) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز، هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و …

باری برادران می روم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز درآورد چه خوب و نیکوست.

و مادر با تو می گویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانسته ام ادا کنم مرا ببخشد و اما مادر بر گردن تو حقی را می گذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمی دانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجری به سراغ من آمد مادرم چون تو آرزو داشتی که من روزی ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولیکن تاکنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم من و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها را در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن .

مادر اشک را برچشم تو هیچکس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام را شادمان می کند پس گریستن در این مورد امری است ناشایست . مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سرافراز باش و لباس سرور به تن کن.

شما برادران و خواهرانم، فرزندانتان را با عشق مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید . والسلام.»

اینجا خانه شهیدی است که از ابتدا آرام ننشست و به فرمان نائب امام زمانش، به جهاد برخواست و اکنون به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *